تبليغاتX
قزل آلا

قزل آلا

                                   همه ی اتفاق ها پیش از ما افتاده است

 

 

ایشی گورو

 

تسلی ناپذیر تجربه ی جدیدی در فرم و ساختار روایت است. کتابی متفاوت از کتاب های قبلی ایشی گورو، همچون کتاب تحسین شده ی  «بازمانده ی روز» که برای او شهرت، موفقیت و  جایزه ی بوکر را به ارمغان آورد و داستان هایی همچون «هنرمند دنياى شناور» .

برخلاف سه داستان اول او که در زمان جنگ می گذرند «تسلی ناپذیر» درباره ی مردی است که به یکی از شهرهای اروپا سفر می کند و قادر نیست با روابط و مناسبات روزانه ی مردم این شهر ارتباط برقرار کند.

 

همه ی داستان های شما- به استثنای تسلی ناپذیر- در فضای جنگ جهانی دوم می گذرد. چه چیزی باعث توجه شما به ابن دوره ی تاریخی شده است ؟

وقتی  در حدود سال های 81-80 شروع به نوشتن کردم ، کاملا تحت تاثیر ژاپن، دوره ی نظامی گری در این کشور و بعد از آن جنگ بودم . البته شاید این تعجب برانگیز نباشد. اگر شما یک ژاپنی یا یک آلمانی باشید برایتان خیلی جالب خواهد بود تا بدانید اگرمثلا یک نسل زودتر به دنیا می آمدید چطور رفتار می کردید. این سوالی بود که من از خودم وقتی که زندگی راحت و امنی داشتم می پرسیدم –در دوره ی جنگ سرد بود و من ساکن انگلیس بودم- و هیچ خطر واقعی مبنی بر تسلط فاشیسم بر دنیا وجود نداشت. من از این که ممکن است نسل من دچار خطر خودشیفتگی نسبت به بعضی از مسایل باشد خیلی می ترسیدم. ما روند تغییرات سیاسی را به کندی طی کردیم. و من مدام تصور می کردم اگر چند سال زودتر به دنیا می آمدم چه واکنش هایی به وضعیت موجود نشان می دادم. آیا من واقعا با همبن ذهنیت و تفکراتی که در حال حاضر دارم با این قضیه برخورد می کردم یا اینکه مثل دیگران رفتار می کردم. سه کتاب اول من برگرفته از این تشویش هاست. جستجو کردن در گذشته برای اینکه بفهمم چه اتفاقاتی افتاده است وبعد از یک فاجعه ی بزرگ چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

از طرف دیگر من  فکرمی کنم نوعی گرایش  در میان نویسندگان هم نسل من و حتی نویسندگان جوانتر- به طور مشخص در اروپا و شاید تا حدودی در امریکا- وجود دارد که عصری را که در ان زندگی می کنند عصری کسل کننده و یکنواخت بدانند. البته ما هر روز احساس یکنواختی نداریم. اما وقتی که به دنبال وقایع بزرگ در دوران زندگی خود می گردیم می بینیم که همه ی اتفاق ها پیش از ما افتاده است. من احساس می کنم این گرایش هر روز بیشتر می شود و فکر می کنم شاید نشانه هایی برای اثبات اینکه ما در چنین عصری زندگی می کنیم وجود دارد. اما به طور حتم این یک گرایش صرف است و هنگامی که من شروع به نوشتن می کنم درواقع این یک حس قوی در من است که مرا تشویق به نوشتن می کند. نوشتن درباره ی اتفاقات بزرگ ،نوشتن درباره ی تاریخ و جنگ ها، و نوشتن در باره ی آرزوها و ایده آل های خودمان، به جای نوشتن درباره ی روزمره گی های سطحی خودمان. پیش از فروپاشی دیوار آهنین [شوروی سابق] من تصور می کردم تفاوت ها و اختلافات زیادی میان نویسندگان اروپای غربی و نویسندگان کمونیست وجود دارد. چون به نظر می رسید برای آن ها [کمونیست ها] نوشتن، عملی بسیار جدی است. علیرغم این که همه  به خوبی می دانند این نوع از حسادت بسیار مخرب است می بینیم که هنوز وجود دارد. من فکر می کنم دغدغه ها در حال حاضر تغییر کرده است. امروزه؛ داستان های عاشقانه عمیق تر  و مورد توجه تر از انقلاب های کوبا و روسیه هستند.  البته همیشه این طور نیست. بین عمیق بودن و بزرگ بودن تفاوت وجود دارد. برای اینکه یک هنر یا یک داستان عمیق شود  شما باید به مسایل کوچک دقت کنید. مسایلی که درنگاه اول به چشم نمی آیند و یا مکان خاصی را در کتاب های تاریخ اشغال نکرده اند. من فکر می کنم این چیزی است که ما در رمان ها به آن نیاز داریم: عمیق بودن.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 15:11  توسط زهرا علی پور  | 

گفتي: غزل بگو! چه بگويم؟ مجال کو؟
شيرين من، براي غزل شور و حال کو؟

پر مي زند دلم به هواي غزل، ولي
گيرم هواي پر زدنم هست، بال کو؟

گيرم به فال نيک بگيرم بهار را
چشم و دلي براي تماشا و فال کو؟

تقويم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهاي سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتيم و پرسش دل ما بي جواب ماند
حال سؤال و حوصله قيل و قال کو؟

قيصر امين پور

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:37  توسط زهرا علی پور  |