می پرسد:« تو عاشقی؟»
« بله.»
« و هر بار او را می بینی، چهره و تمامی وجودش برای تو گرانبهاست؟»
« درست است. وممکن است آن ها را از دست بدهم.»
« کافکا در ساحل»- هاروکی موراکامی
ترجمه: گیتا گرکانی
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 15:52  توسط زهرا علی پور
|
-798099.jpg)