تبليغاتX
قزل آلا

قزل آلا

می پرسد:« تو عاشقی؟»

« بله.»

« و هر بار او را می بینی، چهره و تمامی وجودش برای تو گرانبهاست؟»

« درست است. وممکن است آن ها را از دست بدهم.»

 

« کافکا در ساحل»- هاروکی موراکامی

ترجمه: گیتا گرکانی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 15:52  توسط زهرا علی پور  | 

گفتي: غزل بگو! چه بگويم؟ مجال کو؟
شيرين من، براي غزل شور و حال کو؟

پر مي زند دلم به هواي غزل، ولي
گيرم هواي پر زدنم هست، بال کو؟

گيرم به فال نيک بگيرم بهار را
چشم و دلي براي تماشا و فال کو؟

تقويم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهاي سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتيم و پرسش دل ما بي جواب ماند
حال سؤال و حوصله قيل و قال کو؟

قيصر امين پور

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:37  توسط زهرا علی پور  | 

 برف

 

 

کاش که مي رفتم

 

در پوست اين ديار

 

که آراميده

 

در قبايی

 

از برف

 

سانتا ماريا لالنگا، 26 ژانويه 1917

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:31  توسط زهرا علی پور  |